نبض احساس

باران کـه میبـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود:راه می افـتم بـدون ِ چـتـر...

متن اهنگ علیرضا روزگار

اگه تقدیر تو اینه

 

اگه تقدیر تو اینه که ازم جدا باشی
اگه که خدا نمیخواد با من همصدا باشی
اگه بین من و تو یه دنیا خط فاصله ست
اگه هیچ جوری نتونم که بیارمت به دست
لحظه هامو میشکنم ساعت دیوارو میکوبم
تا نبینم رفتن اون همه لحظه های خوبم
ضربه های نبضمو میگیرم اونقدر که بمیرم
بهتر از اینه که عمری فک کنم همش اسیرم
دل به دریا میزنم میگذرم از هر چی که دارم
میزنم آتیش به هر چیزی که دارم و ندارم
میسوزونم خودمو تا که دلم آروم بگیره
تا ببینم هیشکی جز من توی قلبت جا نگیره
رو به روم دیوار بن بست و منم بیچاره تنها
نمیدونم چجوری رد شم از امروز واسه فردا
آرزوم دیدن چشمات حتی از یه عکس سادس
اما انگار این حوالی همه چی واسم پیادس



 

توبه

توبه کردم که دیگه با تو نباشم
دل ندم دیگه بهت ازت جدا شم
کنج قلبم واسه ی تو جا نذارم
قول مردونمو زیر پا نذارم
توبه کردم دیگه چشماتو نبینم
دیگه پای حرفای دلت نشینم
عکس چشمای تو رو نبوسم
اگه حتی توی تنهایی بپوسم
توبه کردم که غروبا رو نبینم

دیگه هیچ وقت لب دریا ننشینم
همه ی خاطره هاتو دور بریزم
دیگه هیچ وقت بهت نگم عزیزم
توبه کردم واست آسمون نباشم
دیگه خورشیدت نشم نور نپاشم
بزنم حرف دلم رو دیگه این بار
برو دوست ندارم خدانگهدار

یه لحظه

اگه باز دوباره بیام سمت چشمات تو چشماتو رو من ببندی
نمیدونی دنیا تمومه برام لحظه ای که تو دیگه نخندی
نمیدونی چشمام نداره نداره دیگه طاقت رفتن تو
نمیدونی هر شب باهامه باهامه فقط بوی رو پیرهن تو
یه لحظه یه لحظه امونم بده یه لحظه یه لحظه امونم بده
سکوت دلم بود که فریاده حالا
تموم وجودم که بر باده حالا
ندارم پناهی به جز بی پناهی
خدایا گواهی نکردم گناهی
تموم وجودم دلم تار و پودم
تو بودی و بودی تموم نبودم
بذار تا کنار تو آروم بگیرم
نذار بی تو باشم که بی تو میمیرم

چه زود

چه زود رفتم من از یادش فراموشش شدم ای داد
چه زود از خاطرش رفتم بدون حرف بی فریاد
تموم دلخوشیم این بود کنارم عمری میمونه
ندونستم با من بودن واسش مثل یه زندونه
ولی هرگز نفهمیدم که من رو برده از یادش
فراموش کرده روزی که رسیدم من به فریادش
فراموشش شدم اما هنوزم توی حرفامه
هنوزم منتظر هستم همش حرفش رو لبهامه
ببین چی به سرم اومد که روزام مثل شب تاره
که واسه دیدنش چشمام داره اشکامو میشماره
ببین چی به سرم اومد که روزام مثل شب تاره
که واسه دیدنش چشمام داره اشکامو میشماره

کاش بدونی

کاش بدونی لحظه هام میمیرن
نباشی انتقام از دلم میگیرن
کاش بمونی همیشه کنارم
نباشی کنارم من آروم ندارم
واااای اگه مال من نباشی توی فال من نباشی
چجوری از عشقت جدا شم از غم عشقت رها شم
میرم اونقدر میشم دور از اینجا
میزنم این دلم رو به دریا
تا تو صحرای عشقت اسیرم
وای چجوری من آروم بگیرم

جنون

لحظه ی سخت رفتنت هیچی تو قلب من نبود
نگاه آخرین تو شعر جنونمو سرود
از التهاب بی کسی پناه آوردم به جنون
زندگی زندونه و بس وقتی نباشه همزبون
خواستم فراموشت کنم اما خیالت نمیذاشت
به غیر دیوونه شدن راهی جلو پام نمیذاشت
منو هرگز نبخش ای مهربونم
همیشه بد بودم اینو خوب میدونم
بهتره نشناسی منو منی که با تو بد بودم
تنها از عشق و عاشقی شکستنو بلد بودم
لایق بودنت نبود قلب حقیرم میدونم
حقمه تا آخر عمر تنهای تنها بمونم

رد پات

رد پات تو حصار قلبم حک شده چه عاشقونه
اسم تو رو که من میارم میگذرم از این زمونه
بودی و همیشه با من آخرین دقایق غم
چشماتو رو هم نذار که فک کنم میارمت کم
شب مهتابی و قلبم پریشونه
دل دیوونم امشب چه داغونه
گلای یاس توی باغچه هم با من
دارن شبنم می بارن دونه به دونه
همش دلهره دارم رفتنت سخته
شاید این لحظه ها از کوری بخته
اگه دیگه نخوای فانوس راهم شی
نمیدونی نمیدونی چقد سخته

یک دونه من

تکی گل یکی یک دونه ی من تویی عزیز خونه ی من
با رنگ چشمت روشنی تو قلب دردونه ی من
وای اگه من چشماتو نبینم اون روی زیباتو نبینم
میدونی قلبم میگیره اگه قد رعناتو نبینم
وای اگه تو هیچ وقت اسممو رو زبونت نیاری
وای اگه نگاهت کنم چشماتو رو هم بذاری
وای اگه کنارت باشم و تو نگاهم نکنی
وای اگه نگاهت رو راهی راهم نکنی
وای اگه یه وقت بخوای از پیشم تنهام بذاری
دیوونه میشم همه چیو پای حرفام بذاری

عشق من و تو

عشق من و تو بود مث سنگ و شیشه
همش میگفتی این عشقا عشق نمیشه
من میدونستم یه روز تو اوج غربت
تیشه ی عشقو تو میزنی به ریشه
تو منو کشتی احساسمو درک نکردی
دلمو سوزوندی رقیبمو ترک نکردی
قلب من اینجاست هی داره به پات میفته
ولی تو نفهمیدی غم هاشو به تو میگفته
دلمو سوزوندی دلمو سوزوندی
کشتی غرورم تو چرا نموندی
حرفای دل غمگینمو با تو باید میگفتم
زخم زبونا رو نباید از تو می شنفتم
همش میگفتم که دلم بد جور هواتو کرده
ولی تو میگفتی که یه روزی از چشات میفتم
فکرشو هم نکرده بودم که یه روز میشکنم
به جای دستام توی دستات خودمو میزنم
غصه هامو به کی بگم خدا دلم گرفته
خدا ببین تو آتیشش چه جوری جون میکنم

 

جمعه

اولین و آخرین امید من چشم گریونم هنوز منتظره
تا کدوم لحظه باید گریه کنم انقدر که سوی چشم من بره
اشکی که به خاطرت رو گونمه قطره قطرش واسه من مقدسه
ای قشنگ ترین ترانه ی خدا واسه من بمون که قلبم بی کسه
این دنیا مثل شب تاریکه بی تو
شب به شب نزدیکه بی تو غصه و غم داره بی تو
دلتنگم خسته از درد جدایی عشق من بگو کجایی
پس کدوم لحظه میایی
واسه ی رسیدنت دقیقه ها دارن از همدیگه سبقت میگیرن
وقتی که به آخر خط میرسن باقی راهو غریبونه میرن
شاعر تموم درموندگیام دل عاشق از نبودنت پره
دل بی قرار و گریه دار من تا نبودنت روزا رو میشمره

هرگز نشد

هرگز نشد بیای پیشم ببینی غم های منو
بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو
تو بی وفا بودی ولی اون که برات می مرد منم
تا زنده ام دوست دارم اینه کلام آخرم
من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بذارم
تو سردی خاطره هات بگم که دوست ندارم
دلم میخواد همین یه بار اشکامو پنهون نکنم
توی دلم به جز تو من هیشکیو مهمون نکنم
بیام به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات
دیوونه وار فدات بشم فدای اون رنگ صدات
اما هنوز فاصلمون دوره و دست من جداست
ترانه ی سکوت من تو شعر آخرم رهاست
کاشکی میشد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم
تو چشم من نگا کنی که مثل بارون میبارن

برو فکرشم نکن

برو فکرشم نکن چجوری قلب من شکست
برو فکرشم نکن کی عمری پای تو نشست
برو فکرشم نکن که از غمت چی کشیدم
برو فکرشم نکن به آخر خط رسیدم
مثل همیشه قسمتم تنهاییه تو هم برو
سهم من از عاشق شدن جداییه تو هم برو
دودل نباش چون رفتنت سهم منه
اگه نری همه میگن کارت فقط رحم به منه
فکر این باش که من بی تو به روزم چی میاد
تو فقط بدون که من دوست دارم خیلی زیاد
گل گندم تو واسم بکارو از اینجا نرو
بار غم اگه داری بذار و از اینجا نرو

بدهکار

بدهکارم به تو من آرزوهاتو
یه عمر اشک نشسته توی چشماتو
از این روزای رفته سخت بیزارم
دوباره بودنت رو آرزو دارم
بدهکارم به تو من بی قراریتو
غم پنهون تو اشکای جاریتو
میون آرزوهای تو پنهونم
به تو بد کردم و حالا پشیمونم
بدهکارم به تو من گریه هاتو
غم سنگین اون بغض صداتو
حلالم کن که دارم میرم از دست
حلالم کن رسیدم من به بن بست

 

 

زخم بی کسی

داره سر وا میکنه، دوباره زخم بی کسی

داره بلوا می کنه، تو قلب من دلواپسی
آخه دورم از خدایی، که به من نزدیکه
واسه من جاده های رو به خدا تاریکه
مقصد تموم تمام رفتنام، سرابه پوچه
من اسیرم پشت خاطرات گنگ کوچه
آخه دورم از خدایی، که به من نزدیکه
واسه من جاده های رو به خدا تاریکه
گم شدم تو راهی که نداره حتی نشونه
راهی که منو به مردن دلم میکشونه
آخه دورم از خدایی، که به من نزدیکه
واسه من جاده های رو به خدا تاریکه

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٢ ] [ ٧:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سوین ] [ نظرات () ]