نبض احساس

باران کـه میبـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود:راه می افـتم بـدون ِ چـتـر...

 

ترسم آنروز بیایی که نباشد جسدم.

کوزه گرکوزه بسازد زخاک جسدم

لب آن کوزه بسازد زخاک لب من.

بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم.

[ ۱۳٩٢/۳/٤ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ سوین ] [ نظرات () ]