نبض احساس

باران کـه میبـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود:راه می افـتم بـدون ِ چـتـر...

 

 

هرگاه از شدت تنهایی هوس اعتمادی دوباره می کنم ،

خنجر خیانتی که در پشتم فرو رفته را در می آورم ،

 میبوسمش و نمکش میزنم و باز سر جای خود فرو میبرم

از قول من به آن لعنتی بگویید :

 خیالش تخت "من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم...

 

[ ۱۳٩٢/٢/٢ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سوین ] [ نظرات () ]