نبض احساس

باران کـه میبـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود:راه می افـتم بـدون ِ چـتـر...

مزار

برمزارم گریه کن اشکت مرا جان می دهد

ناله هایت بوی عشق و بوی باران می دهد

دست برقبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

دستهایت دردهایم را تسلی می دهد

بامن درمانده و شیدا سخن را تازه کن

حرفهایت طعم شیرین بهاران می دهد

وقت رفتن لحظه ای برگرد قبم راببین

برمزارم گریه کن اشکت مرا جان می دهد


این نگاه اخرت امید ماندن می دهد

رفتیو چشمم به دنبال قدمهایت گریست

زخمهای مرده ام را رفتنت جان می دهد

نیست ازمن قدرت بوسیدن چشمان تو

باد میبوسد به جایم،قلب ایمان می دهد

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٦ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ سوین ] [ نظرات () ]